تولد تو


 افق را


در خط آبی


مثل حرفی ساده


برای تولد پیمودی


یخبندان بندر


به صدای پروازت نمی رسد


آنقدر به زبان های فریبنده سخن گفتی


که آسمان آبی


تاریخ تولدت را


در خاطرات من بیدار کرد


شمع ها را خاموش کن


تولد تو سرنوشت


درها را باز می کند


این گونه که بهار در تو جوانه زده


زمین به وجد آمده است


سلام مرا به آسمان آبی برسان


گلدانت را


همیشه دوست خواهم داشت


که خانه ام


هر روز


با چشمان تو از خواب بیدار شود .