*می دانم که می دانی که بی عشق زمینی نمی توان زیست وچون نفرین زمین گریبان گیرت شود،درطول زمان،امان نخواهی یافت.
*می دانی که می دانم که بودن بدون اندیشه رفتن،زیستنی کوراست ودرخشش زندگی درلحظه زیبای مرگ،جلوه گراست.
*می دانی که نمی دانم که بودنم راتوجیه کنم یابرای رفتنم دلیل آورم.
*می دانم که نمی دانی که ترنم خنده مرگ،ازنغمه گریه تولددلنشین تراست وزیبایی انجام در سرانجام است.
*نمی دانی که می دانم که چگونه دلبری کنم،بی آنکه دل دهم.
*نمی دانم که می دانی که دانستن بزرگترین درداست؟
*می دانیم که می دانیم که بهانه زندگی یکدیگریم و...
*می دانیم که نمی دانیم که براستی زندگی چیست!!!