"من از تبار عاشقان بی کسم
کسم بده
شراب ماتمم بده
عروج کن مرا و دم به دم دمم بده"

سلام پاکترین اشک خدا
سلام اسطوره مسلم آرامش
سلام شادترین غزل غمگین دل
سلام نازکترین بلور الماس
سلام عاشقترین مروارید زنانگی
سلام قبله گاه دومم
سلام حریم حرمت آرزوها
سلام
می خواهم از اشکت بگویم
که چه کرد با من
همانی که از گوشه اقیانوست برش داشتم
و نشست بر وسیع سر انگشتانم
و نفوذ کرد به درون
بافت و گوشت را طی کرد
و به جاری سرخ فام زندگیم رسید
و در قلبم رسوخ کرد
وماند برای همیشه
تا من نیز لذت انسان بودن را
در بوسه ای بر شانه ات دریابم
و اشکی که از تو پنهانش کردم
که از بوسیدن خودم هیچ شرمی نخواهم داشت
حلول ماه روزه در عاشقی
مرا به خاطر خود خواهیم ببخش
باور کن دوست ندارم الماست با غبار گفتارم سحار بگیرد
میخواهم تا ابد برایت همانی باشم که می خواهی
باور کن
من هر روز با یاد بوسه تو از خواب بیدار خواهم شد
و شب با یاد بوسه تو خواهم مرد
اینجا را ببین
گفتم فقط با یادش
که تا پایان عمر کوتاهم با من خواهد بود
و تو هیچگاه از من بدی نخواهی دید
من همدمت خواهم بود
مرا به خاطر همه خودخواهیم ببخش
از امروز هر چه تو بگویی همان خواهم کرد
بدان که هیچ اصراری نخواهد بود
من در جایی دیگر تو را خواهم یافت
بهشت
و آنجا التماست خواهم کرد
آنجا صبح التماس خواهد بود
تا آن موقع
فقط مرا به خاطر هر روزی که
میخواهمت
ببخش